بولتون: تفاهم ترامپ با ایران یک شکست راهبردی برای آمریکاست
ونس: مطمئنم آتشبس با ایران حفظ میشود
قربانی مصلحت یا قهرمان شجاعت
امروز بیشتر از همیشه به وحدت و عقلانیت جمعی نیاز داریم
کریدور میانی، اوراسیا را تغییر شکل میدهد
اخبار
اداره کشور با شعار ممکن نیست
سرمقاله
سرمقاله
اخبار
بولتون: تفاهم ترامپ با ایران یک شکست راهبردی برای آمریکاست
ونس: مطمئنم آتشبس با ایران حفظ میشود
قربانی مصلحت یا قهرمان شجاعت
امروز بیشتر از همیشه به وحدت و عقلانیت جمعی نیاز داریم
کریدور میانی، اوراسیا را تغییر شکل میدهد
اداره کشور با شعار ممکن نیست

مشاور امنیت ملی پیشین کاخ سفید با انتقاد شدید از یادداشت تفاهم ۱۴ بندی اخیر بین ایران و آمریکا، آن را یک شکست راهبردی برای واشنگتن و زمینهساز تامین مالی نیروهای مسلح ایران خواند.به گزارش ایسنا، «جان بولتون»، مشاور امنیت ملی سابق کاخ سفید در زمان دولت اول دونالد ترامپ که از سرشناسترین سیاستمداران آمریکایی جنگطلب به شمار میرود، در مصاحبه با شبکه بلومبرگ تفاهمنامه امضا شده توسط واشنگتن و تهران را به باد انتقاد گرفت و آن را یک «ناامیدی بزرگ» و «شکست واقعی برای ایالات متحده» توصیف کرد.
بولتون که به تندروی و دشمنی آشکار با جمهوری اسلامی ایران شهره است، درباره مفاد توافق هشدار داد که آزادسازی فوری داراییهای مسدود شده ایران، عملاً به منبع مالی جدیدی برای بازسازی توان جنگی و تحکیم پایههای قدرت حاکمیت ایران تبدیل خواهد شد.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

معاون رئیسجمهور آمریکا ضمن آنکه از احتمال عزیمت به سوئیس جهت شرکت در مذاکرات با ایران خبر داد و ابراز امیدواری کرد که آتشبس میان طرفین حفظ خواهد شد.به گزارش ایسنا، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا در گفتوگو با فاکس نیوز عنوان کرد: استیو ویتکاف و جارد کوشنر، فرستادگان ویژه ایالات متحده برای مذاکره با هیات ایرانی وارد سوئیس شدهاند. آنها اکنون چند ساعتی است که در محل حضور داشته و با برخی از عناصر فنی این مذاکره سروکار دارند.معاون دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا افزود که انتظار دارد «در یکی دو روز آینده» او هم به سوئیس برود.ونس در پاسخ به این سوال که مذاکرات ایران و آمریکا در سوئیس چه زمانی میتواند آغاز شود، گفت: این اتفاق ممکن است فردا رخ دهد، اما این مسائل همیشه کمی متغیر هستند. قطریها و پاکستانیها بهعنوان میانجی میخواهند مطمئن شوند که ما این کار را به روش صحیح انجام میدهیم. بنابراین من سعی میکنم محترمانه رفتار کنم.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
چرا همه تیرها به سمت دولت شلیک میشود و رئیس جمهور تهدید به ترور؟
امضای تفاهمنامه ایران و آمریکا توسط مسعود پزشکیان، او را در معرض شدیدترین حملات تندروها قرار داده است. حالا این پرسش مطرح است که رئیسجمهور قربانی یک تصمیم پرهزینه شده یا در مسیر تبدیل شدن به چهرهای ماندگار در تاریخ سیاسی ایران قرار دارد؟
رویداد۲۴: مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری که دولت خود را بر پایه «وفاق ملی» بنا نهاد، اکنون در دومین سال صدارت خود، با خطیرترین تصمیم دوران سیاسیاش یعنی امضای سند تفاهم با دونالد ترامپ، مواجه شده است.
این اقدام، در فضایی رقم خورد که بخش عمدهای از افکار عمومی و ناظران سیاسی، نقش اصلی پیشبرد مذاکرات را بر عهده محمدباقر قالیباف، به عنوان چهره مورد وثوق و هماهنگکننده با هسته سخت قدرت میدیدند و دولت عملاً در حاشیه به نظر میرسید. اما با نهایی شدن متن تفاهم، قرعه کار به نام رئیسجمهور افتاد.
اعلام موضع صریح رهبری مبنی بر اینکه نظر دیگری داشتهاند، اما با توجه به نظر رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی موافقت کردهاند، به ناگاه تمام سنگینی و مسئولیت عواقب این تصمیم تاریخی را بر دوش پزشکیان گذاشت. اکنون با آغاز هجمه بیسابقه طیف رادیکال و تهدیدهای عیان تا سر حد ترور پنهان و آشکار (مانند تهدیدهای اخیر برخی مداحان) و سکوت معنادار قوه قضاییه، این پرسش اساسی پیش میآید که آیا پزشکیان قربانی مصلحتجویی ساختار شده یا در حال تبدیل شدن به یک قهرمان ملی است؟
در یک سوی تحلیل، این واهمه جدی وجود دارد که ساختار سیاسی بار دیگر مأموریت عبور از یک بحران حاد بینالمللی را به یک رئیسجمهور اصلاحطلب/میانهرو واگذار کرده تا در صورت موفقیت، مواهب آن (مانند گشایش اقتصادی) را به نام خود سکه بزند و در صورت شکست یا بدعهدی آمریکا، او را به عنوان مقصر جلوه دهد.
با این حال، روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی دقیق به این موضوع پرداخته و امضای این تفاهمنامه را نه یک انتحار سیاسی، بلکه یک «کار بزرگ» و «فداکاری تاریخی» از سوی مسعود پزشکیان برای دور کردن کشور از انواع مخاطرات نامیده است. این روزنامه با اشاره به صداقت و شجاعت پزشکیان در مواجهه با بحرانها، تأکید میکند که نباید او را در این مسیر تنها گذاشت.
به باور نویسنده این روزنامه، اگرچه رئیسجمهور مسئولیت تعامل را پذیرفته، اما این تصمیم حاصل نظام تصمیمسازی کلان و شورای عالی امنیت ملی است و تمام ارکان حاکمیت باید پشت سر او بایستند، نه اینکه بگذارند پزشکیان قربانی سیاستبازان و غرضورزان شود.
در واقع، شجاعت پزشکیان در پذیرش مسئولیت سندی که حاکمیت ترجیح داد مهر خود را مستقیماً پای آن نزند، از او چهرهای فراتر از یک مصلحتگرا ساخته است؛ چهرهای که منافع ملی را بر آبروی سیاسی خود مقدم شمرده است.
جبر تفاهم و فرامتن «کاسه و کوزهها»
طیف رادیکال با تکیه بر سکوت و منفعل بودن بخشهایی از دستگاههای ناظر و قضایی، چنان فضا را مسموم کردهاند که گویا شکست مذاکرات مایه حیات سیاسی آنهاست. اما در فضای واقعی اقتصاد و سیاست ایران، آیا اصلاً امکان بازگشت به عقب وجود دارد؟
احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی، در یادداشتی با عنوان «اگر کاسه-کوزهای یافت شد!» به کالبدشکافی این وضعیت پرداخته است. او در پاسخ به کسانی که میگویند در صورت ناکامی مذاکرات، تمام کاسهکوزهها بر سر پزشکیان خواهد شکست، مینویسد: «اگر مذاکرات به هر دلیل و علتی ناکام بماند، دیگر کاسه-کوزهای یافت نمیشود که بتوان آن را بر سر کسی شکست!».
تولد یک قهرمان در بستر وفاق واقعی
با تکیه بر این دو تحلیل، میتوان پاسخ پرسش نخست را داد؛ مسعود پزشکیان قربانی نخواهد شد، مگر اینکه جامعه و بدنه حامی او، بازی مقصرسازی رادیکالها را بپذیرند.پزشکیان با امضای این تفاهم، در عمل معنای حقیقی «وفاق» و «سپر بلا شدن برای مردم» را معنا کرد. او بار تصمیم خطیری را به دوش کشید که دیگران از عواقب آن هراسان بودند.
ساختار قدرت شاید مایل باشد مسئولیت را متوجه دولت کند، اما واقعیت عریان جامعه (که زیدآبادی به آن اشاره دارد) نشان میدهد که سرنوشت کل سیستم و کشور به این تفاهم گره خورده است.
پزشکیان با این «فداکاری تاریخی»، زمین بازی رادیکالها را کوچک کرده است. اگر تفاهم به توافقی پایدار بینجامد، او همان رئیسجمهوری خواهد بود که کشور را از دالان خطر عبور داد و به یک «قهرمان ملی» تبدیل میشود.
حتی اگر بدعهدی طرف مقابل یا کارشکنیهای داخلی و منطقهای (مانند اقدامات رژیم صهیونیستی) کار را به بنبست بکشاند، تاریخ شهادت خواهد داد که پزشکیان برای صلح و رفاه ملت از آبروی خود گذشت و بر خلاف آنچه تندروها سعی در القای آن دارند، در اتخاذ این تصمیم تنها نبود.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
عضو هیأت رئیسه مجلس:
ملتها در مقاطع حساس تاریخی، بیش از هر چیز به انسجام درونی، عقلانیت جمعی و همدلی ملی نیازمندند. تجربه تاریخ نشان میدهد جوامع موفق، جوامعی هستند که اختلاف دیدگاهها را به فرصتی برای تکامل تصمیمها تبدیل میکنند و پس از اتخاذ تصمیم در چارچوب مصالح عمومی، همه ظرفیتهای خود را در خدمت منافع ملی قرار میدهند.
امروز کشور در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به همبستگی ملی، اعتماد عمومی و همکاری میان مردم، نخبگان، مسئولان و همه نیروهای دلسوز انقلاب و نظام نیازمند است. عبور از چالشهای اقتصادی، تقویت زیرساختها، افزایش تابآوری ملی و حرکت به سوی آیندهای قدرتمندتر، تنها با بسیج همه ظرفیتهای کشور امکانپذیر خواهد بود.
در این میان، توجه به تجربه تاریخی روابط ایران و آمریکا یک ضرورت راهبردی است. چه در دوران پیش از انقلاب اسلامی و چه پس از پیروزی انقلاب، رفتار دولت آمریکا نشان داده است که سیاست خارجی این کشور بیش از آنکه بر مبنای تعهدات اخلاقی یا حقوقی استوار باشد، تابع محاسبات قدرت و تأمین منافع ملی خود است. ساختار حکمرانی آمریکا نیز بر همین مبنا شکل گرفته است. در این ساختار، گرچه دولتها و احزاب تغییر میکنند، اما اصل ثابت، حفظ و گسترش منافع ملی آمریکاست. از این رو، تغییر دولتها الزاماً به معنای تغییر بنیادین در رویکردهای راهبردی آن کشور نیست. این واقعیت ایجاب میکند که جمهوری اسلامی ایران هیچگاه امنیت، پیشرفت و آینده خود را به اراده یا وعده دیگران گره نزند و همواره بر تقویت توان داخلی، افزایش قدرت ملی و اتکاء به ظرفیتهای بومی تکیه کند.
اما این واقعیت به معنای نفی دیپلماسی نیست. همانگونه که رهبر عظیم الشان شهیدمان اعلی ا... مقامه بارها تأکید فرمودهاند، جمهوری اسلامی ایران نه دچار خوشبینی سادهلوحانه است و نه از تعاملات هوشمندانه و عزتمندانه پرهیز میکند.
منطق جمهوری اسلامی، منطق «عزت، حکمت و مصلحت» است. بر همین اساس، بهرهگیری از فرصتهای دیپلماتیک، پیگیری حقوق ملت و استفاده از ابزارهای سیاسی و حقوقی برای تأمین منافع کشور، نه تنها منافاتی با اصول انقلاب ندارد بلکه بخشی از عقلانیت راهبردی نظام اسلامی است.
آتشبس یا هر گشایش دیپلماتیک احتمالی نیز باید در همین چارچوب تحلیل شود. هیچکس نباید چنین تصور کند که تأمین منافع ملی صرفاً در میدان نظامی رخ میدهد یا بالعکس تنها از مسیر مذاکره حاصل میشود. تجربه ملتهای موفق نشان داده است که قدرت ملی حاصل همافزایی همه مؤلفههاست؛ از قدرت دفاعی و امنیتی گرفته تا قدرت اقتصادی، علمی، فناوری، فرهنگی و دیپلماتیک. دیپلماسی در حقیقت ادامه میدان با ابزارهای دیگر است؛ همانگونه که میدان، پشتوانه دیپلماسی مقتدرانه محسوب میشود. هدف نهایی در هر دو عرصه، صیانت از منافع ملت و حفظ عزت کشور است.
از همین رو، همانگونه که ملت ایران به رشادت، تخصص و وفاداری نیروهای مسلح خود اعتماد دارد، باید به فرزندان خود در عرصه سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی نیز اعتماد داشته باشد. دیپلماتهای کشور، در چارچوب سیاستهای کلی نظام و تحت هدایت رهبری معظم انقلاب، مأمور دفاع از حقوق ملت ایران هستند. تقابل ساختگی میان میدان و دیپلماسی، نه با واقعیتهای حکمرانی سازگار است و نه کمکی به منافع ملی میکند.
اقتدار ملی زمانی به اوج میرسد که همه اجزای قدرت کشور در کنار یکدیگر و در یک مسیر واحد حرکت کنند.
امروز بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو، همدلی، اعتماد متقابل و مسئولیتپذیری نیاز داریم. نقد باید وجود داشته باشد، اما نقدی که راهحل ارائه دهد؛ رقابت سیاسی باید باشد، اما رقابتی که منافع ملی را قربانی منافع جناحی نکند؛ مطالبهگری باید تقویت شود، اما مطالبهگریای که به افزایش کارآمدی و اقتدار کشور بینجامد. مسئولیت تاریخی ما آن است که مشترکات را بر اختلافات ترجیح دهیم، قدرت ملی را در همه ابعاد آن تقویت کنیم و با اعتماد به همه ارکان نظام ـ از نیروهای مسلح گرفته تا دستگاه سیاسی و دیپلماسی ـ در مسیر تحقق منافع ملت حرکت نماییم. آینده ایران را نه منازعات فرسایشی، بلکه عقلانیت، وحدت، خودباوری، اقتدار ملی و تلاش مشترک همه فرزندان این سرزمین خواهد ساخت.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

توسعه سریع کریدور میانی به طور فزایندهای توجه سیاستگذاران، سرمایهگذاران و تحلیلگران ژئوپلیتیک در سراسر اوراسیا را به خود جلب میکند. آنچه زمانی در درجه اول به عنوان یک مسیر حمل و نقل جایگزین برای اتصال چین و اروپا در نظر گرفته میشد، به یک پروژه استراتژیک گستردهتر شامل لجستیک، تجارت، زیرساخت، همکاری انرژی و هماهنگی سیاسی منطقهای تبدیل شده است.
در پس زمینه آشفتگیهای ژئوپلیتیکی، تحریمها، اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی و رقابت فزاینده بر سر مسیرهای ترانزیت، مسیر حمل و نقل بینالمللی ترانس خزر که به طور گسترده به عنوان کریدور میانی شناخته میشود، اهمیتی فراتر از حمل و نقل پیدا میکند.
این کریدور به تدریج در حال تغییر شکل جغرافیای اقتصادی اوراسیا است و در عین حال نقشهای استراتژیک کشورهای واقع در امتداد مسیر را تقویت میکند.
قزاقستان و آذربایجان به عنوان دو ذینفع اصلی این فرآیند ظهور کردهاند. همکاری فزاینده آنها در حمل و نقل، کشتیرانی، توسعه بنادر و پروژههای اتصال منطقهای به تبدیل منطقه خزر به یک پیوند اصلی بین آسیا و اروپا کمک میکند.
کریدور میانی دیگر نباید صرفاً از دریچه حمل و نقل دیده شود. این کریدور نه تنها به عنوان یک کریدور حمل و نقل، بلکه به عنوان فضایی جدید برای اتصال اقتصادی و سیاسی که آسیای مرکزی، منطقه خزر، قفقاز جنوبی، ترکیه و اروپا را به هم متصل میکند، دیده میشود.
این پروژه اهمیت استراتژیک قزاقستان و آذربایجان را افزایش میدهد و برای قزاقستان فرصتی برای تقویت نقش خود به عنوان یک مرکز حمل و نقل کلیدی بین شرق و غرب است، در حالی که برای آذربایجان فرصتی برای تثبیت اهمیت خود به عنوان یک پل حیاتی خزر و قفقاز است.
این روند نباید اغراقآمیز باشد. واقعیت جدید هنوز در حال شکلگیری است و پایداری آن به زیرساختها، سرمایهگذاری، سرعت حمل و نقل، سیاست تعرفه و هماهنگی سیاسی بین شرکتکنندگان بستگی دارد.
آغاز ساخت اولین کشتی کانتینری قزاقستان در کارخانه کشتیسازی باکو را میتوان به عنوان شاخص مهمی در نظر گرفت که کریدور میانی به سطح یک پروژه استراتژیک بلندمدت در حال حرکت است. این پروژه نشان میدهد که قزاقستان و آذربایجان در حال ایجاد پایههای مادی برای رشد آینده تجارت و لجستیک بین آسیای مرکزی، قفقاز، ترکیه و اروپا هستند.
برای قزاقستان، این پروژه دسترسی به بازارهای خارجی را گسترش میدهد، در حالی که برای آذربایجان نقش باکو را به عنوان یک مرکز صنعتی و حمل و نقل منطقه خزر تقویت میکند.
همکاری فزاینده بین قزاقستان و آذربایجان در منطقه خزر به تغییرات ژئوپلیتیکی گستردهتر کمک میکند. دریای خزر به طور فزایندهای در حال تبدیل شدن به فضایی استراتژیک است که از طریق آن مسیرهای حمل و نقل، انرژی و تجارت در حال توسعه هستند. این روند همچنین همکاری سیاسی را تقویت میکند.
توسعه کریدور میانی در حال تغییر الگوهای حمل و نقل سنتی در سراسر اوراسیا است. برای دههها، اکثر ترافیک بار بین آسیا و اروپا از طریق مسیرهای شمالی که از قلمرو روسیه عبور میکردند، انجام میشد. با این حال، عدم قطعیت ژئوپلیتیکی و تقاضای فزاینده برای زنجیرههای تأمین متنوع، علاقه به کریدورهای جایگزین را افزایش داده است.
کریدور میانه به تدریج در حال تغییر توازن منطقهای است زیرا یک مسیر اضافی بین آسیا و اروپا از طریق آسیای مرکزی، دریای خزر، قفقاز جنوبی و ترکیه ایجاد میکند.
این امر اهمیت قزاقستان و آذربایجان را به عنوان کشورهای کلیدی ترانزیت تقویت میکند و فرصتهای کشورهای منطقه را در انتخاب شرکای اقتصادی خارجی گسترش میدهد.
قزاقستان دسترسی از آسیای مرکزی به دریای
خزر را فراهم میکند، آذربایجان منطقه خزر را به قفقاز جنوبی متصل میکند و ترکیه راه را به بازارهای اروپا باز میکند. این ترکیب، یک خط طبیعی از تعامل اقتصادی بین کشورهای ترک ایجاد میکند و همکاری را عملیتر و پایدارتر میکند.
موفقیت این پروژه به کیفیت زیرساختها، سیاست تعرفهای هماهنگ، سرعت حمل و نقل، قوانین تجاری مشترک و توانایی کشورهای شرکتکننده در حفظ تعادل بین همکاریهای ترکی و سیاست خارجی چندوجهی بستگی دارد.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا از بسته شدن مجدد تنگه خبر داد:
تنگه هرمز ؛ گزینه روی میز
قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا اعلام کرد که تنگه هرمز دوباره بسته شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیا اعلام کرد:
«و اگر پیمانهایشان را پس از تعهدشان شکستند و در دین شما زبان به طعنه و عیب جویی گشودند، در این صورت با پیشوایان کفر بجنگید که آنان را [نسبت به پیمان هایشان] هیچ تعهدی نیست، باشد که [از طعنه زدن و پیمان شکنی] بازایستند. (۱۲ توبه)»
نظر به بدعهدی و پیمانشکنی آشکار آمریکا نسبت به عدم اجرای بند اول تفاهمنامه پایان جنگ، و در واکنش به نقض بیوقفه و مستمر آتشبس توسط رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان و کشتار بیرحمانه و آوارگی صدها هزار نفر از مردم مظلوم این سرزمین و همچنین با توجه به عدم عقبنشینی نیروهای اشغالگر صهیونی از اراضی جنوب لبنان، اعلام میدارد تنگه هرمز به روی تردد شناورها بسته شد.متذکر میگردد این گام اول پاسخ به عهدشکنی دشمن است و در صورت ادامه تجاوز گامهای بعدی برای پایبند کردن دشمن به اجرای تعهدات برنامه ریزی و اقدام خواهد شد.
واکنش سخنگوی وزارت کشور به تهدید پزشکیان از سوی یک مداح:
قطعا شوخی بوده است!
سخنگوی وزارت کشور در واکنش به تهدید رئیسجمهور از سوی یک مداح گفت: درخواست ما این است که ضمن رعایت موازین اخلاقی و حرفهای، حتما کنترل شود تا مداحان که نور چشم ما هستند از طرح اینگونه مطالب در تریبونهای رسمی خودداری کنند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، علی زینیوند درباره تهدید رییسجمهور از سوی یکی از مداحان گفت: قطعا شوخی بوده است اما استفاده از این نوع ادبیات از تریبونهایی که به مناسبت ماه محرم برگزار میشوند، شایسته و قابل قبول نیست.
بنابر روایت ایلنا، وی ادامه داد: رئیسجمهور بهعنوان دومین مقام اجرایی کشور، شخصیتی است که حتی مقام معظم رهبری هم در پیام خود بر حسن نیت و دلسوزی ایشان تأکید کردهاند. از اینرو، بهکارگیری
چنین ادبیاتی در کشور مناسب نیست. درخواست ما این است که ضمن رعایت موازین اخلاقی و حرفهای، حتما کنترل شود تا مداحان که نور چشم ما هستند از طرح اینگونه مطالب در تریبونهای رسمی خودداری کنند.
سخنگوی وزارت خارجه:
مذاکرات برای پیگیری اجرای تعهدات است
ایسنا:«اسماعیل بقائی» پیش از عزیمت به سوئیس و در پاسخ به این سوال که آیا سفر هیأت ایرانی به ژنو به معنای آغاز فاز دوم مذاکرات است؟، گفت: خیر. این سفر قرار بود روز جمعه و عمدتاً برای امضای یادداشت تفاهم انجام شود، اما با امضای دیجیتالی این سند توسط رؤسای جمهور دو کشور، فوریت برگزاری آن از بین رفت.وی افزود: این سفر در واقع برای پیگیری و مطالبه اجرای تعهدات طرف مقابل انجام میشود. هر تفاهم و توافقی در زمان اجرا محک میخورد و با توجه به تجربه بدعهدیهای طرف مقابل، ما باید در مرحله اجرا با جدیت و استحکام کامل مطالبهگری کنیم.
وی ادامه داد: در موضوع خاتمه محاصره دریایی و بازگشایی تنگه هرمز، تعهدات اجرا شده است، اما یادداشت تفاهم یک بسته کامل و بههمپیوسته است و اگر بخشی از تعهدات اجرا نشود، کلیت این تفاهم با مشکل مواجه خواهد شد؛ بهویژه آنکه بند نخست، مهمترین بخش این تفاهم به شمار میرود.
بقائی تأکید کرد: طرف مقابل باید هرچه سریعتر تدابیر لازم را برای اجرای تعهدات خود اتخاذ کند، در غیر این صورت کلیت تفاهم با مشکل روبهرو خواهد شد.
رئیس کمیسیون امنیت ملی:
آمریکا به بند نخست تفاهمنامه متعهد نبود
رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره عدام تعهد آمریکا به بند نخست تفاهمنامه، نوشت: ادامه این وضع، هزینه سنگینی برای آنان خواهد داشت.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «متعهد نبودن آمریکا به بند نخست تفاهمنامه نشان میدهد آمریکا همچنان ارادهای بر جلب اعتماد ملت ایران ندارد.»
وی افزود: «ادامه این وضع، هزینه سنگینی برای آنان خواهد داشت که اولیناش، پاسخی هوشمندانه و بازدارنده به نقض تعهدات تفاهمنامه خواهد بود، ما همچنان استوار ایستادهایم.»
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

سخنگوی دولت با انتقاد نسبت به تهدید و تضعیف رئیسجمهور و مذاکرهکنندگان کشورمان، گفت: کسانی که با هر مسیر دیپلماتیک مخالفت میکنند روشن بگویند جایگزین عملی آنان چیست؟ اداره کشور با شعار ممکن نیست؛ اگر راه مذاکره را نفی میکنند باید توضیح دهند برای حفظ منافع ملی و تثبیت دستاوردهای کشور چه برنامهای دارند.«فاطمه مهاجرانی» در گفتوگو با ایرنا؛ در واکنش به برخی هجمهها علیه رئیسجمهور پزشکیان و تخریب و تهدید رئیس شورای عالی امنیت ملی و تیم مذاکرهکننده کشورمان گفت: آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری باید مورد توجه قرار گیرد، حفظ انسجام ملی و پرهیز از تضعیف نهادهای رسمی کشور در میانه یک مسیر حساس است.
سخنگوی دولت افزود: ملت ایران در دورههای دشوار نشان داده که هرگاه وحدت و همدلی در داخل تقویت شده، توان کشور برای عبور از فشارهای خارجی نیز افزایش یافته است. بنابراین هر سخن، رفتار یا تریبونی که به جای نقد منصفانه، به تخریب، تهدید یا بیاعتبارسازی رئیسجمهور و تیم مذاکرهکننده منجر شود، صرفاً یک اختلاف سیاسی داخلی نیست؛ بلکه میتواند پیام ضعف و چندصدایی مخرب را به بیرون منتقل کند.وی در ادامه تاکید کرد: رئیسجمهور در ماههای گذشته با حضور مستمر، پیگیری میدانی و پذیرش مسئولیتهای دشوار، تلاش کرده مسیر کشور را از التهاب، فشار و بحران به سمت ثبات، عقلانیت و تأمین منافع ملی هدایت کند. طبیعی است که در چنین مسیر حساسی، نقد وجود داشته باشد و دولت نیز نقد دلسوزانه را بخشی از فرایند حکمرانی میداند؛ اما میان نقد و تخریب، فاصلهای جدی وجود دارد.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

...ادامه از صفحه 2
چه در حوزه دیپلماتیک و چه اگر لازم باشد در حوزه نظامی، اقدامات لازم را جهت برقراری آتشبس کامل در لبنان و عقب نشینی اسرائیل از جنوب این کشور انجام خواهد داد. لبنان برای ایران از اهمیت راهبردی زیادی برخوردار است. جدای از علقه های مذهبی و احساسی میان شیعیان ایران و لبنان، این کشور خط مقدم نبرد با دشمن صهیونیست و خنثی سازی توطئههای آمریکا و اسرائیل برای منطقه و به طور خاص علیه جبهه مقاومت است. تردیدی نیست که دشمنان محور مقاومت سعی دارند به زعم خود حزب ا... لبنان را از سر راه بردارند تا راحتتر بتوانند با دیگر اضلاع جبهه مقاومت مخصوصا ایران تقابل کنند. در عین حال، صهیونیست ها به شدت از این مساله که ایران توانسته به پشتوانه قدرت خود، آتش بس در لبنان را به آمریکا تحمیل کند، عصبانی هستند. این موضوع خود از شکلگیری معادلات جدید قدرت در منطقه غرب آسیا حکایت دارد که هضم آن برای اسرائیل به شدت سخت است. دولت لبنان به عنوان دولتی غربگرا نیز به شدت احساس خطر کرده و نمی خواهد آتش بس در لبنان از کانال ایران و جبهه مقاومت برقرار شود. دولتمردان دولت غربگرای کنونی لبنان که منصوبان آمریکا و فرانسه هستند، این استدلال را دارند که اگر در لبنان آتش بس برقرار شود، این مساله نفوذ و قدرت ایران و حزب ا... در صحنه لبنان را به شدت افزایش خواهد داد و این دسته از بازیگران را حاشیهنشین می کند. از این رو، می بینیم که نواف سلام نخست وزیر لبنان در موضع گیری عجیبی می گوید که آتش بس واقعی در لبنان با خلع سلاح حزب ا... محقق می شود! باید از وی پرسید وقتی حزب ا...، اقدام به اخراج نظامیان اسرائیلی از جنوب لبنان در اوایل دهه 2000 میلادی کرد، آیا از رهگذر مذاکره چنین شد یا از طریق زور اسلحه و مقاومت؟ چه زمانی در تاریخ شاهد بوده ایم که صهیونیست ها با زبان خوش به حقوق دیگر ملت ها احترام بگذارند؟ اگر قرار باشد اسرائیل با همراهی آشکار و پنهان آمریکا، همچنان به نقض آتش بس در لبنان ادامه دهد، تهران هم ملاحظات خاص خود را نمایان خواهد کرد .
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.



صفحه اول












